Mijn titel My title

بادران (تیم اصفهان)

خیزید و خز آرید ک هنگام خزان است‌ ****** باد خنک از جانب بادران ، وزان است

بادران (تیم اصفهان)

خیزید و خز آرید ک هنگام خزان است‌ ****** باد خنک از جانب بادران ، وزان است

بازاریابی شبکه ای اصفهان

بازاریابی شبکه ای اصفهان

بادران (تیم اصفهان)

دعوت ب کار و همکاری با بازاریاب و نتورکر

(آموزش رایگان)

با ما تماس بگیرید .

شماره تماس :
09015189564

بازاریابی شبکه ای اصفهان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داستان» ثبت شده است

داستان زیبای قورباغه

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

تشویق یک امر مهم و حیاتی میباشد که حتی در امور و کارهای ناشایست نیز بی تاثیر نیست

همانطور که همه ی ما داستان گاز گرفتن زبان مادری ک فرزندش را در کوچکی برای برداشتن میوه ای از مغازه ای تشویق کرد را شنیده ایم

حال آن مجرم اعدامی زبان مادرش را جلوی همه مردم گاز میگیرد .....

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۰
محمدجواد بدیعی